سلام
اگه به ریشه ی غم ها و شادی هامون دقت کنیم میدونی به چی می رسیم؟
البته منظور از غم در این گفتار درد ها و هر چیزی که انسان رو از آرامش بیرون ببرهواحسا ناراحتی کنه و منظور از شادی هر چیزی که انسان از اون احساس لذت و خوشی کنه
ما آدم ها دل درد می گیریم یا دندون درد یا دعوا می کنیم خلا صه به نحوی آرامشمون به هم می خوره و احساس ناراحتی می کنیم
با توجه به اینکه آرامش واقعی نزد یه قدرت دیگه است می تونیم به این برسیم که
تمام غم های دنیا از یه چیز ناشی میشه و اون هم فراق از اون منبع آرامشه واقعأ اگر ما پیش اون منبع باشیم اصلا این دردها معنی پیدا می کنه ؟ پیش خدا دل درد و دندون درد و......مابقی درد ها وجود داره
و همین طور شادی های دنیا
مگه غیر اینه که در وصال اون همه چیز شاد و زیبا و فرح بخشه
این همه خوشی ولذت که تو دنیا داریم مثل لذت شرکت تو یه مجلس عروسی یه جوک قشنگ ویا یه هم صحبت خوب همه این ها یه نمه از اون لذت و شادی ابدی که پیش خداست
حالا اگه دقت کنیم به اینکه خدا همیشه برای ما نشانه هایی رو قرار داده که بهش فکر کنیم
می فهمیم که اگه تو دنیا به هر غمی ودردی که بر خوردیم بدونیم که ریشه اصیل اون فراق
و هر شادی و سروری که داشتیم بدونیم که اون هم یه نمه از لذت وصال که خدا قرار داده که ادما یادشون نره که از کجا اومدن و امیدشونو از دست ندن و یا زیاد خوشحال و مغرور نباشن
فکر می کنم همیشه بتونیم با آرامش و تمرکز کافی به کارامون سرو سامان بدیم
نه؟
با نیایش باشیم

