دادار
| کی شعر تر انگيزد خاطر که حزين باشد | يک نکته از اين معنی گفتيم و همين باشد | |
| از لعل تو گر يابم انگشتری زنهار | صد ملک سليمانم در زير نگين باشد | |
| غمناک نبايد بود از طعن حسود ای دل | شايد که چو وابينی خير تو در اين باشد | |
| هر کو نکند فهمی زين کلک خيال انگيز | نقشش به حرام ار خود صورتگر چين باشد | |
| جام می و خون دل هر يک به کسی دادند | در دايره قسمت اوضاع چنين باشد | |
| در کار گلاب و گل حکم ازلی اين بود | کاين شاهد بازاری وان پرده نشين باشد | |
| آن نيست که حافظ را رندی بشد از خاطر | کاين سابقه پيشين تا روز پسين باشد |
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 12:14  توسط محمد
|

